الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

270

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

فصل الخطاب ، و مقايضة الجزاء ، و نكال العقاب و نوال الثّواب . . . و اعلموا أنّ مجازكم على الصّراط و مزالق دحضه ، و أهاويل زلله ، و تارات أهواله ، فاتّقوا اللّه تقيّة ذي لبّ شغل التفكّر قلبه ، و أنصب الخوف بدنه ، و أسهر التّهجّد غرار نومه ، و أظمأ الرّجاء هواجر يومه ، و ظلف الزّهد شهوته ، و أوجف الذّكر بلسانه ، و قدّم الخوف لأمانه ، و تنكّب المخالج عن وضح السّبيل ، و سلك أقصد المسالك إلى النّهج المطلوب و لم تفتله قاتلات الغرور ، و لم تعم عليه مشتبهات الأمور ، ظافرا بفرحة البشرى ، و راحة النّعمى في أنعم نومه ، و آمن يومه ، قد عبر معبر العاجلة حميدا ، و قدّم زاد الاجلة سعيدا ، و بادر من وجل ، و أكمش في مهل ، و رغب في طلب ، و ذهب عن هرب ، و راقب في يومه غده ، و نظر قدما أمامه ، فكفى بالجنّة ثوابا و نوالا ، و كفى بالنّار عقابا و و بالا ، و كفى باللّه منتقما و نصيرا ، و كفى بالكتاب حجيجا و خصيما . ترجمهء خطبه 19 . امام عليه السّلام در ضمن خطبهء 80 ( كه خطبهء غرّاء ناميده شده و از خطب شگفت‌آور آن حضرت عليه السّلام است ) مىفرمايد : تا زمانى كه امور دنيا به پايان رسيده ، و روزگاران سپرى گشته ، و قيامت نزديك گرديده ، خداوند انسان‌ها را از درون قبرها ، و آشيانهء پرندگان ، و لانهء درندگان و محل كشته شدن آنان بيرون آورده ، همه شتابان به سوى فرمان پروردگار ، گردن كشيده و سر بالا گرفته به جانب معاد مىروند ، دسته‌دسته ، خاموش ، ايستاده صف كشيده ، چشم بينندهء خدا آنان را مىبيند ، و منادى صداى خود را به همه مىرساند ، لباس ذلّت بر تن ، آثار تسليم و خوارى بر چهره كه ديگر چاره‌اى نبوده آرزوها قطع ، دل‌ها افسرده ، صداها آهسته ، عرق ( شرمسارى ) در دهن ، گوش‌ها لرزان از هيبت صداى خواننده‌اى كه ( محشريان را ) به‌تندى به جانب امر پروردگار و جدا شدن حق از باطل و جزاى اعمال ، و كيفر و پاداش مىخواند - تا اين‌كه فرمايد : - بدانيد عبور شما بر صراط و لغزشگاهى است كه قدم‌ها بر آن مىلرزد ، گام‌ها مىلغزد ، ترس‌هاى پىدرپى .